از گرانخوابی ما عمر سبک جولان است
لنگر کشتی ما بال وپر طوفان است
۱سادگی بین که همان فکر اقامت داریم
گرچه گوی سر ما در خم نه چوگان است
۲می برد قامت خم رو به اجل پیران را
این کمانی است که چون تیر سبک جولان است
۳نیست پروای عدم دلزده هستی را
از قفس مرغ به هر جا که رود بستان است
۴هیچ کس ز اهل بصیرت دل ما را نشناخت
جوهری را چه گنه، گوهر ما غلطان است
۵دل سرگشته به کونین نمی آمیزد
گوی آماده زخم از دو سر چوگان است
۶تو نداری سر آزادی ازین بند گران
ورنه هر موجه این بحر بلا سوهان است
۷هر که در دایره پرده نشینان سخن
بی طلب پای نهد، سنگ ته دندان است
۸چون فلاخن که کند سنگ سبک جولانش
خواب سنگین سبب شوخی آن مژگان است
۹دل روشن نکند دعوی دانش صائب
عرض جوهر ندهد آینه چون رخشان است
۱۰