غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۸۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

از گرانخوابی ما عمر سبک جولان است

لنگر کشتی ما بال وپر طوفان است

۱

سادگی بین که همان فکر اقامت داریم

گرچه گوی سر ما در خم نه چوگان است

۲

می برد قامت خم رو به اجل پیران را

این کمانی است که چون تیر سبک جولان است

۳

نیست پروای عدم دلزده هستی را

از قفس مرغ به هر جا که رود بستان است

۴

هیچ کس ز اهل بصیرت دل ما را نشناخت

جوهری را چه گنه، گوهر ما غلطان است

۵

دل سرگشته به کونین نمی آمیزد

گوی آماده زخم از دو سر چوگان است

۶

تو نداری سر آزادی ازین بند گران

ورنه هر موجه این بحر بلا سوهان است

۷

هر که در دایره پرده نشینان سخن

بی طلب پای نهد، سنگ ته دندان است

۸

چون فلاخن که کند سنگ سبک جولانش

خواب سنگین سبب شوخی آن مژگان است

۹

دل روشن نکند دعوی دانش صائب

عرض جوهر ندهد آینه چون رخشان است

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: استقافیه: ـان۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«است» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. داریماست
  3. رااست
  4. رااست
  5. نشناختاست
  6. آمیزداست
  7. گراناست
  8. سخناست
  9. جولانشاست
  10. صائباست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.