غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۸۶ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

زنگ آیینه من صحبت بیدردان است

نفس سوختگان مغز مرا ریحان است

۱

نعل پیران بود از قامت خم در آتش

این کمانی است که چون تیر، سبک جولان است

۲

آفتابی که بود ایمن از آسیب زوال

قرص نانی است که بر سفره درویشان است

۳

آسیایی که ز خود آب بیرون می آرد

زیر گردون سبکسیر همین دندان است

۴

می دهد زود سر سبز ز غفلت بر باد

هر که چون پسته درین بزم لبش خندان است

۵

نیست در قافله گریه ما پیش و پسی

صدف دیده ما پر گهر غلطان است

۶

می رسد زود به خورشید چو شبنم صائب

دیده هر که درین سبز چمن حیران است

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: استقافیه: ـان۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«است» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. آتشاست
  3. زوالاست
  4. آرداست
  5. باداست
  6. پسیاست
  7. صائباست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.