غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۹۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گرچه رویش ز لطافت ز نظر پنهان است

هر که را می نگرم در رخ او حیران است

۱

می توان خواند ز پشت لب او بی گفتار

سخنی چند که در زیر لبش پنهان است

۲

حسن او پا به رکاب از خط مشکین شد و باز

فتنه مشغول صف آرایی آن مژگان است

۳

دل عاشق شود از پرده ناموس سیاه

این چراغی است که مرگش به ته دامان است

۴

چرخ یک حلقه چشم است و زمین مردمکش

دو جهان زیروزبر چون دو صف مژگان است

۵

شاهدی نیست سزاوار تماشا، ورنه

در گل تیره ما آینه ها پنهان است

۶

ریشه نخل کهنسال فزون می باشد

حرص با طول امل لازمه پیران است

۷

صائب از دیدن خوبان نتوان دل برداشت

ورنه برداشتن دل ز جهان آسان است

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: استقافیه: ـان۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«است» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. گفتاراست
  3. بازاست
  4. سیاهاست
  5. مردمکشاست
  6. ورنهاست
  7. باشداست
  8. برداشتاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.