غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۸۴۹ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

دلم ز گریه مستانه هم صفا نگرفت

فغان که آب شد آیینه و جلا نگرفت

۱

نیامد از ته حرف شکوه ام به زبان

شرر ز آتش آسوده ام هوا نگرفت

۲

کجا به مردم بیگانه انس می گیرد؟

رمیده ای که سلامی ز آشنا نگرفت

۳

ز چشم، کاسه دریوزه سیر چشمی من

به رنگ بی بصران پیش توتیا نگرفت

۴

ز مد عمر، نصیبش سیاهکاری بود

کسی که سرخط مشق جنون ز ما نگرفت

۵

شود به باد کجا حکم او روان چون آب؟

سبکروی که هوا را به زیر پا نگرفت

۶

بس است سایه تیر تو استخوان مرا

مرا به زیر پر و بال اگر هما نگرفت

۷

کجا رسدبه گریبان مدعا صائب؟

که دست کوته ما دامن دعا نگرفت

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: نگرفتقافیه: ـا۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. نگرفتنگرفت
  2. زباننگرفت
  3. گیردنگرفت
  4. مننگرفت
  5. بودنگرفت
  6. آبنگرفت
  7. مرانگرفت
  8. صائبنگرفت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.