غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۱۰۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

برسر حرف آمده است چشم سیاهش

نو خط جوهر شده است تیغ نگاهش

۱

آینه را پشت و رو ز هم نشناسد

میشکند دیگری هنوز کلاهش

۲

گرچه لبش سر به مهر شرم و حجاب است

داد سخن می دهد زبان نگاهش

۳

با همه کس گرم الفت است چو خورشید

ساده دل افتاده است روی چو ماهش

۴

گرد برآورده است از صف دلها

گرچه ز طفلی است نی سوار سپاهش

۵

دایره حیرت است حلقه زلفش

مرکز سرگشتگی است خال سیاهش

۶

نیست زسامان حسن خویش خبردار

سیر سراپای خود نکرده نگاهش

۷

آه اسیران نگشته است به گردش

نیست حصاری ز هاله روی چو ماهش

۸

دست کشیده است از تصرف دلها

زلف نکویان ز شرم موی کلاهش

۹

گرنکند روی التفات به صائب

پرده شرم است عذر خواه نگاهش

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـاهش۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. سیاهشنگاهش
  2. نشناسدکلاهش
  3. استنگاهش
  4. خورشیدماهش
  5. دلهاسپاهش
  6. زلفشسیاهش
  7. خبردارنگاهش
  8. گردشماهش
  9. دلهاکلاهش
  10. صائبنگاهش

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.