غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۲۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

از زمین اوج گرفته است غباری که مراست

ایمن از سیلی موج است کناری که مراست

۱

چشم پوشیده ام از هر چه درین عالم هست

چه کند سیل حوادث به حصاری که مراست؟

۲

کار زنگار کند با دل چون آینه ام

گرچه هست از دگران نقش و نگاری که مراست

۳

نیست ممکن که مرا پاک نسازد از عیب

از سر زانوی خود آینه داری که مراست

۴

جان غربت زده را زود به پابوس وطن

می رساند نفس برق سواری که مراست

۵

دارد از گلشن فردوس مرا مستغنی

زیر بال و پر خود باغ و بهاری که مراست

۶

نیست از خاک گرانسنگ به دل قارون را

بر دل از رهگذر جسم غباری که مراست

۷

خضر را می کند از چشمه حیوان دلسرد

در سراپرده شب آب خماری که مراست

۸

ید بیضا سیهی از دل فرعون نبرد

صبح روشن چه کند با شب تاری که مراست؟

۹

حیف و صد حیف که از قحط جگرسوختگان

در دل سنگ شد افسرده، شراری که مراست

۱۰

گل بی خار ز خار سر دیوار شکفت

تا چها گل کند از بوته خاری که مراست

۱۱

می کنم خوش دل خود را به تمنای وصال

سایه مرغ هوایی است شکاری که مراست

۱۲

نیست در عالم ایجاد فضایی صائب

که نفس راست کند مشت غباری که مراست

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: که مراستقافیه: ـاری۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. مراستمراست
  2. هستمراست
  3. اممراست
  4. عیبمراست
  5. وطنمراست
  6. مستغنیمراست
  7. رامراست
  8. دلسردمراست
  9. نبردمراست
  10. جگرسوختگانمراست
  11. شکفتمراست
  12. وصالمراست
  13. صائبمراست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.