راز نهان ز سینه در انداز جستن است
از زور باده شیشه ما در شکستن است
۱گفتن به آه درد دل خود ز بیکسی
مکتوب خود به بال و پر تیر بستن است
۲جستن مراد خود ز خسیسان دل سیاه
سوزن ز کاهدان شب تاریک جستن است
۳روزی طلب ز درگه حق کن که پیش خلق
لب بازکردنت در توفیق بستن است
۴بیخود به طوف کعبه روان شو که با خودی
احرام بستن تو چو زنار بستن است
۵گفتم کنم به گوشه نشینی علاج نفس
غافل که سرفرازی سگ در نشستن است
۶صائب ز سینه زنگ زدودن به اشک گرم
داغ کلف ز آینه ماه شستن است
۷