غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۱۶ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

عرش بلند مرتبه بنیان آدم است

خورشید عقل، شمسه ایوان آدم است

۱

آدم چه جوهری است، که گنجینه سپهر

با صد هزار چشم نگهبان آدم است

۲

لعلی که خون کند به جگر آفتاب را

در مشت خاک بی سر و سامان آدم است

۳

همت بلند دار که نه خاتم سپهر

فرمان پذیر دست سلیمان آدم است

۴

در بزم قدسیان خبری زین چراغ نیست

سوز و گداز، شمع شبستان آدم است

۵

از پیچ و تاب درد، ملک را نصیب نیست

این تاب در کمند رگ جان آدم است

۶

ده آیه حواس که منشور قدرت است

نازل ز روی مرتبه در شأن آدم است

۷

از قدر، پای بر سر گردون گذاشته است

در خاک اگر چه گوشه دامان آدم است

۸

بر هر گل زمین، گل ابری گماشته است

روی شکفته تازه کن جان آدم است

۹

تا دست می رسد به می و مطرب و نگار

اندیشه بهشت ز کفران آدم است

۱۰

از دلو آفتاب ربوده است اختیار

این یوسفی که در چه کنعان آدم است

۱۱

آدم نه ای، ازان ز فلک شکوه می کنی

ورنه فلک مسخر فرمان آدم است

۱۲

صائب جواب آن غزل سیدست این

کامروز آدم است که شیطان آدم است

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: آدم استقافیه: ـان۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«آدم است» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. سپهراست
  3. رااست
  4. سپهراست
  5. نیستاست
  6. نیستاست
  7. استاست
  8. استاست
  9. استاست
  10. نگاراست
  11. اختیاراست
  12. کنیاست
  13. ایناست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.