ز خاک کوی تو پرواز مشکل است مرا
که از گرانی جان، کوه بر دل است مرا
۱به صد امید به نخل تو کرده ام پیوند
بریدن از تو به ناکام مشکل است مرا
۲هزار پله سبکبارتر بود قارون
ز تخم های امیدی که در گل است مرا
۳عجب که پای ترا در نگار نگذارد
ز انتظار تو خونی که در دل است مرا
۴شود ز آیه رحمت گناهکار دلیر
نظر به سبزخطان زهر قاتل است مرا
۵مکش ز دست من آن ساعد نگارین را
که خون ز دست تو بسیار در دل است مرا
۶ز نام من، به غلط هم دهن نسازد تلخ
همان که یاد لبش نقل محفل است مرا
۷پرست چون جرس از ناله ام بیابان ها
اگر چه راه سخن پیش محمل است مرا
۸همان که نقش مرا می زند به تیر از دور
به هر طرف که روم در مقابل است مرا
۹گهر به گرد یتیمی نمی رسد صائب
در آن محیط که امید ساحل است مرا
۱۰