غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

زبان هر هرزه درایی به جان رساند مرا

لب خموش به دارالامان رساند مرا

۱

ادا چگونه کنم شکر آه را، کاین تیر

ز یک گشاد به چندین نشان رساند مرا

۲

ز بی کسی چه شکایت کنم به هر ناکس؟

که بی کسی به کس بی کسان رساند مرا

۳

اگر چه بی بروپالی است سنگ راه عروج

دل شکسته به آن دلستان رساند مرا

۴

به دیده چون ندهم جای، اشک را صائب؟

که سیل گریه به آن آستان رساند مرا

۵

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: رساند مراقافیه: ـان۵ از ۵ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«رساند مرا» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. مرامرا
  2. تیرمرا
  3. ناکسمرا
  4. عروجمرا
  5. صائبمرا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.