غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۵۲ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

خارخاری که ز رفتار تو در دل مانده است

خس و خاری است که از موج به ساحل مانده است

۱

اثری کز من بی نام و نشان هست و بجاست

گل خونی است که بر دامن قاتل مانده است

۲

نیست یک دل که در او گوهر انصاف بود

صدفی چند درین دامن ساحل مانده است

۳

منزل دور به غیرت فکند رهرو را

دل ز نزدیکی راه است که کاهل مانده است

۴

خشک مغزان گهر از بحر به ساحل بردند

کشتی ماست که در دامن ساحل مانده است

۵

چیست خشت و گل فانی که بر آن تکیه کنند

اثر آن است که از مردم کامل مانده است

۶

رسته گشتند ز زندان جهان یک جهتان

مهره ماست که در ششدر باطل مانده است

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: مانده استقافیه: ـل۷ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. بجاستاست
  3. بوداست
  4. رااست
  5. بردنداست
  6. کننداست
  7. جهتاناست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.