غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۵۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

از دل خم می گلرنگ به جام آمده است

آفتاب عجبی بر لب بام آمده است

۱

باده در سلسله تاک ندارد آرام

لب میگون تو تا بر لب جام آمده است

۲

سرو چون سبزه خوابیده زمین گیر شده است

قد رعنای که دیگر به خرام آمده است؟

۳

اشک حسرت شده در ساغر خضر آب حیات

تا دگر تیغ که بیرون ز نیام آمده است؟

۴

هاله از غیرت من حلقه ماتم شده است

تا به دلجوییم آن ماه تمام آمده است

۵

از سیاهی چه خیال است برآید داغش

هر عقیقی که گرفتار به نام آمده است

۶

ای بسا خام که بسیار به از پخته بود

عیب عنبر نتوان کرد که خام آمده است

۷

می کند جوش گل و ناله بلبل فریاد

که ز می توبه درین فصل حرام آمده است

۸

سیری از حرص مدارید توقع زنهار

که تهی چشم تر از حلقه دام آمده است

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: آمده استقافیه: ـام۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. آراماست
  3. استاست
  4. حیاتاست
  5. استاست
  6. داغشاست
  7. بوداست
  8. فریاداست
  9. زنهاراست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.