گر نخارد ناخن مرغان سر مجنون من
کیست پردازد به جسم لاغر مجنون من؟
۱از خمار چشم لیلی همچنان خون می خورم
گر شود ناف غزالان ساغر مجنون من
۲مانع طوفان نگردد جوش گوهر بحر را
کی شود سنگ ملامت لنگر مجنون من؟
۳می تپم در خون چون داغ لاله از بی طاقتی
گر بود در دامن لیلی سر مجنون من
۴حلقه انصاف در گوشش کشم از پیچ و تاب
هر که را حرفی بود در جوهر مجنون من
۵صفحه مشق جنون دشت پیمایان عشق
هست فرد باطلی از دفتر مجنون من
۶فرصت خاریدن سر نیست مجنون مرا
مرغ می خارد به پاگاهی سر مجنون من
۷درد و داغ عشق را از سینه گر بیرون دهم
می شود عالم سیاه از لشکر مجنون من
۸شیر ناخن می گذارد، بال می ریزد عقاب
از شکوه عشق در بوم و بر مجنون من
۹نیست ممکن از غرور عشق سر بالا کنم
محمل لیلی گر آید بر سر مجنون من
۱۰چون فلاخن کز گرانسنگی سبک جولان شود
سنگ طفلان می شود بال و پر مجنون من
۱۱جلوه آتش کند صائب به چشم شبروان
بس که سوزد ز آتش سودا سر مجنون من
۱۲