هر که پشت پای چون شبنم به آب و رنگ زد
در حریم مهر تابان تکیه بر اورنگ زد
۱چون می انگور، صاف بیخودی غماز نیست
می توان میخانه ها زین باده بیرنگ زد
۲درد پنهان را زبان عرض مطلب کوته است
بوی می از شیشه نتواند برون چون رنگ زد
۳خال لیلی جامه در نیل مصیبت می زند
تا کدامین سنگدل یارب به مجنون سنگ زد
۴نیست امید برومندی ز خال نوخطان
حاصلش افسوس باشد دانه را چون زنگ زد
۵شیر در دست هجوم مور عاجز می شود
چون تواند پنجه مژگان با خط شبرنگ زد؟
۶نامه سربسته از تاراج مضمون ایمن است
در حریم بیضه می بایست بر آهنگ زد
۷از شبیخون حوادث لشکرش در هم شکست
هر که صائب در مقام صلح طبل جنگ زد
۸