از حریص افزون به قانع فیض احسان میرسد
روزی مور از شکرخند سلیمان میرسد
۱حاصل عالم بود از قانعان، کز کشتزار
هرچه از موران زیاد آید به دهقان میرسد
۲بید میگردد پس از خشکی برومند از نبات
از سر منصور دار آخر به سامان میرسد
۳حلقه درگاه امیدست چشم انتظار
بوی پیراهن به داد پیر کنعان میرسد
۴حسن را دارد سپند از چشم بدبینان نگاه
ناله بلبل به فریاد گلستان میرسد
۵وصل میخواهی، تلاش خاکساری کن که گرد
تا نفس را راست میسازد به دامان میرسد
۶تیرهروزان خوب میدانند صائب قدر هم
شام زلف آخر به فریاد غریبان میرسد
۷