غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۶۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ما به چشم کوته اندیشان چنین آسوده ایم

ورنه در هر کوچه ای پای طلب فرسوده ایم

۱

در ضمیر روشن ما چهره نگشوده نیست

گر به ظاهر تیره چون آیینه نزدوده ایم

۲

صرفه خود چون صدف در بستن لب دیده ایم

ورنه ما چون موج، بر و بحر را پیموده ایم

۳

پرتو خورشید داغ خاکساریهای ماست

گرچه سر از شعله فطرت به گردون سوده ایم

۴

هرقدر سنگ جفا از دست طفلان خورده ایم

در تواضع همچو شاخ پرثمر افزوده ایم

۵

چون نیفتد زلف مشکین سخن بر پای ما؟

ما به مژگان زلف شب را عمرها پیموده ایم

۶

فکر ما نشگفت اگر چون برگ گل رنگین بود

سالها از غنچه خسبان گلستان بوده ایم

۷

لب به تبخال جگر در تشنگی تر کرده ایم

پیش نیسان چون صدف هرگز دهن نگشوده ایم

۸

نونیاز سینه صد چاک، چون گل نیستیم

روزها با صبح صادق هم گریبان بوده ایم

۹

استخوان ما ندارد پرده چربی چو نی

بس که از مغز استخوان خویش را پالوده ایم

۱۰

گرچه بر پیشانی ما نیست قفل بستگی

مسعد سنگ، دایم چون در نگشوده ایم

۱۱

خواه در مصر غریبی، خواه در کنج وطن

همچو یوسف بی گنه در چاه و زندان بوده ایم

۱۲

هرقدر احباب عیب از ما برون آورده اند

در برابر ما ز غیرت بر هنر افزوده ایم

۱۳

حسرت ما را به عمر رفته، چون برگ خزان

می توان دانست از دستی که بر هم سوده ایم

۱۴

دیو را در شیشه سر بسته نتوان بند کرد

ما چه از فکر سفر زیر فلک آسوده ایم؟

۱۵

روح را در تنگنای جسم پنهان کرده ایم

چهره خورشید تابان را به گل اندوده ایم

۱۶

گرچه آب زندگی از خامه ما می چکد

ما ز بخت تیره صائب در لباس دوده ایم

۱۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: ایمقافیه: ـوده۱۷ از ۱۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. ایمایم
  2. نیستایم
  3. ایمایم
  4. ماستایم
  5. ایمایم
  6. ماایم
  7. بودایم
  8. ایمایم
  9. نیستیمایم
  10. نیایم
  11. بستگیایم
  12. وطنایم
  13. اندایم
  14. خزانایم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.