غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گرچه جان ما به ظاهر هست از جانان جدا

موج را نتوان شمرد از بحر بی پایان جدا

۱

از جدایی قطع پیوند خدایی مشکل است

گر شود سی پاره، از هم کی شود قرآن جدا؟

۲

می‌شود بیگانگان را دوری ظاهر حجاب

آشنایان را نمی‌سازد ز هم هجران جدا

۳

زود می‌پاشد ز هم جمعیت بی نسبتان

دانه را از کاه در خرمن کند دهقان جدا

۴

دل به دشواری توان برداشت از جان عزیز

می‌شود یا رب سخن چون از لب جانان جدا

۵

تا تو ای سرو روان از باغ بیرون رفته‌ای

دست افسوسی‌ست هر برگی در این بستان جدا

۶

هست با هر ذره خاک من جنون کاملی

می‌کند هر قطره از دریای من طوفان جدا

۷

عشق هیهات است در خلوت شود غافل ز حسن

نیست در زندان زلیخا از مه کنعان جدا

۸

می‌توان از عالم افسرده دل برداشت زود

از تنور سرد می‌گردد به گرمی نان جدا

۹

کم نگردد آنچه می‌آید به خون دل به دست

نیست از دامان دریا پنجهٔ مرجان جدا

۱۰

قانع از روزی به تلخ و شور شو صائب که ساخت

پسته را آمیزش قند از لب خندان جدا

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: جداقافیه: ـان۱۰ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«جدا» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. جداجدا
  2. استجدا
  3. حجابجدا
  4. نسبتانجدا
  5. عزیزجدا
  6. رفته‌ایجدا
  7. کاملیجدا
  8. حسنجدا
  9. زودجدا
  10. دستجدا
  11. ساختجدا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.