خط به گرد عارض دلدار دیدن مشکل است
دامن گل را به دست خار دیدن مشکل است
۱گرچه چون دامان یوسف دامن گلهاست پاک
چاک در پیراهن گلزار دیدن مشکل است
۲نیست از مستی، زنم گر شیشه خالی به سنگ
جلوه گاه یار را بی یار دیدن مشکل است
۳از هجوم قمریان بر سرو می سوزد دلم
دوش آزادان به زیر بار دیدن مشکل است
۴دیدن زنگار بر آیینه چندان بار نیست
طوطیان را خامش از گفتار دیدن مشکل است
۵گرچه مستغنی است از آرایش آن حسن تمام
جای گل خالی بر آن دستار دیدن مشکل است
۶زاهدان تکلیف می را گرچه قابل نیستند
دشمنان خویش را هشیار دیدن مشکل است
۷می توان با پای خواب آلود منزلها برید
پیش پا با دولت بیدار دیدن مشکل است
۸جنت از سرچشمه کوثر بود با آب و تاب
بزم می بر ساغر سرشار دیدن مشکل است
۹گرچه صائب پاکدامانی نگهبان گل است
عندلیب مست در گلزار دیدن مشکل است
۱۰