خاک با این رتبه تمکین، جناب آدمی است
چرخ با آن شان و شوکت در رکاب آدمی است
۱هر جمالی را نقابی، هر گلی را غنچه ای است
پرده زنبوری گردون، نقاب آدمی است
۲نیست در مجموعه افلاک با آن طول و عرض
از حقایق آنچه مثبت در کتاب آدمی است
۳نشأه عشق الهی را به انسان داده اند
گردش این نه خم از جوش شراب آدمی است
۴شاهد فرزندی آدم نه تنها صورت است
هر که دارد حسن معنی در حساب آدمی است
۵با دل مجروح آدم کار دارد شور عشق
این نمک از سینه چاکان کباب آدمی است
۶نیست انجم این که می بینی بر اوراق فلک
جبهه گردون عرق ریز از حجاب آدمی است
۷وسعت مشرب عبارت از فضای جنت است
چشمه کوثر همین چشم پر آب آدمی است
۸نقش بر آب است پیش باددستی های عشق
عقل پرکاری که سر لوح کتاب آدمی است
۹رزق، خود را می رساند هر کجا قسمت بود
خنده سرشار گندم بر شتاب آدمی است
۱۰دل منه بر مجمر زرین گردون زینهار
کاختر سیاره اش اشک کباب آدمی است
۱۱آدمیت حسن گندم گون پسندیدن بود
هر که باشد این مذاقش در حساب آدمی است
۱۲این جواب آن غزل صائب که ناصح گفته است
آفتاب بی زوالی در نقاب آدمی است
۱۳