غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۰۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

جوهر شمشیر غیرت پیچ وتاب از من گرفت

موج این دریای ساکن اضطراب از من گرفت

۱

نقطه سودای من شد مرکز پرگار چرخ

این کهن دولاب بی پرگار آب از من گرفت

۲

حسن، عالمسوز گردید از نگاه گرم من

چهره مهتاب، رنگ آفتاب از من گرفت

۳

از دل خوش مشرب من موج شد مطلق عنان

کسوت سردرهوایی را حباب از من گرفت

۴

بحر من در هیچ موسم نیست بی جوش نشاط

گریه شادی کند ابری که آب از من گرفت

۵

بس که یکرنگ است با گلشن دل صد پاره ام

می توان چون گل به آسانی گلاب از من گرفت

۶

خواب من صد پرده از دولت بود بیدارتر

خواب را در خواب بیند آن که خواب از من گرفت!

۷

کیست گردون تا تواند کرد چنبر دست من؟

بارها سر پنجه خورشید تاب از من گرفت

۸

می کند روز قیامت کوتهی، گر کردگار

درد و داغ عشق را خواهد حساب از من گرفت

۹

در دل ویرانه من گنجها آسوده است

وقت آن کس خوش که این ملک خراب از من گرفت

۱۰

معنی نازک به آسانی نمی آید به دست

موی گردید آن میان تا پیچ وتاب از من گرفت

۱۱

چشم او را کرد صبر من به خون خوردن دلیر

حسن در جام نخستین این شراب از من گرفت

۱۲

دیده بیدار گردد زود بر مطلب سوار

رفته رفته پای بوسش را رکاب از من گرفت

۱۳

شور من آورد صائب آسمانها را به وجد

بحر لنگردار هستی انقلاب از من گرفت

۱۴

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: از من گرفتقافیه: ـاب۱۲ از ۱۴ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • ردیف بلند (سه واژه یا بیشتر)
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. گرفتگرفت
  2. چرخگرفت
  3. منگرفت
  4. عنانگرفت
  5. نشاطگرفت
  6. امگرفت
  7. بیدارترگرفت
  8. منگرفت
  9. کردگارگرفت
  10. استگرفت
  11. دستگرفت
  12. دلیرگرفت
  13. سوارگرفت
  14. وجدگرفت

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.