غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

حاجت دام و کمندی نیست در تسخیر ما

گردش چشمی بود بس حلقه زنجیر ما

۱

ما خراب از آب شمشیر تغافل گشته ایم

می توان کردن به گرد دامنی تعمیر ما

۲

از عیار نامه ما دردمندان آگهند

می شود در زخم ظاهر جوهر شمشیر ما

۳

چون کمان هر چند مشت استخوانی گشته ایم

می شود از جوشن گردون ترازو تیر ما

۴

دل ز بیم غمزه از زلفش نمی آید برون

بیشتر در پرده شب می چرد نخجیر ما

۵

در فضای خاطر ما تیر پیکان می شود

آه می گردد گره در سینه دلگیر ما

۶

منزل نقل مکان ماست اوج لامکان

وادی امکان ندارد عرصه شبگیر ما

۷

از خجالت چون نگردد تیشه فرهاد آب؟

کوه را برداشت از جا ناله زنجیر ما

۸

خواب ما با خواب چشم یار از یک پرده است

هیچ کس بیرون نمی آرد سر از تعبیر ما

۹

گنجها در گوشه ویران ما در خاک هست

آبروی سعی را گوهر کند تعمیر ما

۱۰

دیدن ما تلخکامان تلخ سازد کام را

دایه گویا داد از پستان حنظل شیر ما

۱۱

مادر از فرزند ناهموار خجلت می کشد

خاک سر بالا نیارد کرد از تقصیر ما

۱۲

خود هم از زلف دراز خویش دربند بلاست

یک سرش بر گردن یوسف بود زنجیر ما

۱۳

این که صائب دست ما از دامن او کوته است

نارسایی های اقبال است دامنگیر ما

۱۴

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: ماقافیه: ـیر۱۴ از ۱۴ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. ماما
  2. ایمما
  3. آگهندما
  4. ایمما
  5. برونما
  6. شودما
  7. لامکانما
  8. آبما
  9. استما
  10. هستما
  11. راما
  12. کشدما
  13. بلاستما
  14. استما

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.