در نظر واکردنی گردید طی پرواز ما
چون شرر در نقطه انجام بود آغاز ما
۱آنچنان کز برگ گردد نکهت گل بیشتر
می شود بی پرده تر از پرده پوشی راز ما
۲از نظر بستن ز دنیا شد دل ما کامیاب
صید خود را بازیافت در پوشیده چشمی باز ما
۳گرچه شد دست فلک از گوشمال ما کبود
می تراود نغمه خارج همان از ساز ما
۴گرچه ما را هست در ظاهر پر و بالی چو تیر
هست در دست کمان سر رشته پرواز ما
۵ما میان معنی نازک به دست آورده ایم
بهله در دل داغ ها دارد ز دست انداز ما
۶تیغ کوه قاف پیش ما سپر انداخته است
کیست عنقا تا تواند گشت هم پرواز ما؟
۷گوش تا گوش زمین ز آوازه ما پر شده است
گرچه از آهستگی نشنیده کس آواز ما
۸گوش خلق افتاده سنگین، ورنه گلها می کنند
خرده خود را سپند شعله آواز ما
۹می گدازد پرتو خورشید تابان، دیده را
دست کوته دار ای روشنگر از پرداز ما
۱۰هر دلی کز بیضه فولاد سنگین تر بود
سینه کبک است پیش چنگل شهباز ما
۱۱دیگران از باده انگور اگر سرخوش شوند
هست صائب معنی رنگین، می شیراز ما
۱۲