از تحمل خصم را هموار می سازیم ما
خار بی گل را گل بی خار می سازیم ما
۱نیست چون آیینه در پیشانی ما چین منع
زشت و زیبا را به خود هموار می سازیم ما
۲از گرانجانان گرانی می برد فریاد ما
کوه را کبک سبکرفتار می سازیم ما
۳در زمین گیران کند وجد و سماع ما اثر
نقطه را سرگشته چون پرگار می سازیم ما
۴پیش ما، چون ابر نیسان، هر که لب وا می کند
چون صدف پر گوهر شهوار می سازیم ما
۵عارفان دشوارها را بر خود آسان می کنند
کارهای سهل را دشوار می سازیم ما
۶در به روی شوق ما بستن ندارد حاصلی
از توجه رخنه در دیوار می سازیم ما
۷خواب ناز گل گرانسنگ است، ورنه از فغان
سبزه خوابیده را بیدار می سازیم ما
۸رشته ها همتاب چون شد، زود می گردد یکی
از پریشانی به زلف یار می سازیم ما
۹دامن ما سبز می سازد به اندک فرصتی
هر قدر آیینه بی زنگار می سازیم ما
۱۰گر مسلمانیم در ظاهر، به باطن کافریم
رشته تسبیح را زنار می سازیم ما
۱۱ما به بوی پیرهن چون ساکن بین الحزن
چشم خود از گریه چون دستار می سازیم ما
۱۲زیر تیغ از بس به رغبت جانفشانی می کنیم
خضر را از زندگی بیزار می سازیم ما
۱۳می زند همسایه معشوق هم ناخن به دل
گر نسازد گل به ما، با خار می سازیم ما
۱۴نیست در افسردگان صائب اثر گفتار را
ورنه خون مرده را بیدار می سازیم ما
۱۵