مرا پیمانه کی سیر از شراب ناب میسازد؟
کجا ریگ روان را شبنمی سیراب میسازد؟
۱سفیدیهای مو گفتم پر و بالم شود، غافل
که غفلت بادبان را پردههای خواب میسازد
۲به دریا میرساند سیل خاک پای در گل را
خوشا احوال آن سالک که دل را آب میسازد
۳ز هر خامی نمیآید فریب پختگان دادن
تسلی کی دل پروانه را مهتاب میسازد؟
۴لطیف افتاده و بیرنگ چندان آب این دریا
که ماهی را ز هجر خویشتن قلاب میسازد
۵عبث خم در خم من دارد آن ابر و کمان صائب
دل هرجایی من کی به یک محراب میسازد؟
۶