غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۱۵۲ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

کجا داغ جنون را قدر هر فرزانه می‌داند؟

سمندر نشئهٔ این آتشین پیمانه می‌داند

۱

جدایی نیست از صیاد صید آشنارو را

کمان او مرا با خویشتن همخانه می‌داند

۲

مگو حرف از ندامت کاین دل کافرنهاد من

غبار معصیت را صندل بتخانه می‌داند

۳

تلاش صحبت آیینه‌رویی می‌کند شوقم

که جوهر را حجابش سبزه بیگانه می‌داند

۴

غلط‌بینی که واقف نیست از ربط دل عاشق

پریشان‌حالی آن زلف را از شانه می‌داند

۵

ز دل‌های پریشان پرس حال زلف و کاکل را

که مضمون خط زنجیر را دیوانه می‌داند

۶

نواسنجی که بر شاخ قناعت آشیان دارد

اگر صد عقده می‌افتد به بالش دانه می‌داند

۷

شکست خاطر اطفال سنگ راه می‌گردد

وگرنه راه صحرای جنون دیوانه می‌داند

۸

منم کز تیره‌بختی راه بیرون شد نمی‌یابم

وگرنه دود راه روزن کاشانه می‌داند

۹

به معنی هرکه دارد آشنایی چون دل صائب

نگاه آشنا را معنی بیگانه می‌داند

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می‌داندقافیه: ـانه۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. می‌داندمی‌داند
  2. رامی‌داند
  3. منمی‌داند
  4. شوقممی‌داند
  5. عاشقمی‌داند
  6. رامی‌داند
  7. داردمی‌داند
  8. می‌گرددمی‌داند
  9. نمی‌یابممی‌داند
  10. صائبمی‌داند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.