غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۰ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

سپند از مردم چشم است حسن عالم آرا را

که نیل چشم زخم از عنبر ساراست دریا را

۱

کند مژگان من هرگاه دست از آستین بیرون

شود گرداب بر کف کاسه دریوزه دریا را

۲

چه پروا دارد از سنگ ملامت دل چو شد وحشی؟

که کوه قاف نتواند شکستن بال عنقا را

۳

مگر آن سرو بالا بر سر من سایه اندازد

وگرنه سایه بی دست شاخ و برگ، سودا را

۴

نگردد مانع پرواز جان را تار و پود تن

نبندد رشته مریم پر و بال مسیحا را

۵

هوس هر چند گستاخ است، عذرش صورتی دارد

به یوسف می توان بخشید تقصیر زلیخا را

۶

کند موج سراب دشت پیما را عنانداری

هوسناکی که می پیچد به کف دامان دنیا را

۷

مبین زنهار اسباب تعلق را به چشم کم

که سوزن لنگر پرواز می گردد مسیحا را

۸

به اندک التفاتی، نقش پای ناقه لیلی

به مجنون دامن گل می کند دامان صحرا را

۹

سیه بختی چه سازد با من حرف آفرین صائب؟

نگردد سرمه از گفتار مانع چشم گویا را

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: راقافیه: ـا۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. رارا
  2. بیرونرا
  3. وحشیرا
  4. اندازدرا
  5. تنرا
  6. داردرا
  7. عنانداریرا
  8. کمرا
  9. لیلیرا
  10. صائبرا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.