اگر غفلت نهان در سنگ خارا میکند ما را
جوانمردست درد عشق، پیدا میکند ما را
۱ندارد صرفهای آیینه ما را جلا دادن
شود رسوای عالم هر که رسوا میکند ما را
۲تماشای بساط زودسیر عالم امکان
نظر پوشیدنی دارد که بینا میکند ما را
۳اگر روشنگر حیرت به حال ما نپردازد
که دیگر ساده از نقش تمنا میکند ما را؟
۴اگر چون قطره در دریای کثرت راه ما افتد
خیال دور گرد یار، تنها میکند ما را
۵به تلخی قطره ما را ز دریا ابر اگر گیرد
به شیرینی دگر در کار دریا میکند ما را
۶کدامین غبن ازین افزون بود ما بینیازان را؟
که چرخ بیبصیرت خرج دنیا میکند ما را
۷ز چشم بد خدا آن چشم میگون را نگه دارد!
که در هر گردشی مست تماشا میکند ما را
۸همین عشقی که روز ما ازو شب شد، اگر خواهد
به داغی آفتاب عالمآرا میکند ما را
۹اگر چون شانه از هر چاک، دل راهی کند پیدا
همان زلف سبکدستش ز سر وامیکند ما را
۱۰چنین معلوم شد از گوشمال آسمان صائب
که بهر محفل دیگر مهیا میکند ما را
۱۱