غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۸۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

مهیا در دل تنگ است برگ عیش بلبل را

ز خود طرف کلاه غنچه بیرون آورد گل را

۱

تراوش می کند راز نهان از مهر خاموشی

که شبنم نیست از پرواز مانع نکهت گل را

۲

نگردد خواب از افسانه گرد دیده عاشق

که نتواند بهاران کرد سنگین، خواب بلبل را

۳

ز آه سرد هم جمعیت دل می شود حاصل

نسیم صبح اگر شیرازه گردد زلف سنبل را

۴

کمان نرم، سختی از کشاکش می کشد دایم

مبر با آشنایان زینهار از حد تحمل را

۵

دل سخت فلک از اشک گرم من ملایم شد

به زور سیل زه کردم کمان حلقه پل را

۶

مروت نیست بر صید حرم شمشیر خواباندن

مکن رنگین به خون عاشقان تیغ تغافل را

۷

برون از زیر سنگ این سنبل سیراب می آید

نهان در پیچش دستار نتوان کرد کاکل را

۸

به پروین می رساند دانه من خوشه خود را

ترقی هست اگر در پله طالع تنزل را

۹

زمین سست، سیلاب عمارت می شود صائب

منه بر کاهلی زنهار بنیاد توکل را

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: راقافیه: ـل۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. رارا
  2. خاموشیرا
  3. عاشقرا
  4. حاصلرا
  5. دایمرا
  6. شدرا
  7. خواباندنرا
  8. آیدرا
  9. رارا
  10. صائبرا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.