غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۳۲ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

تهی چشمان چه می‌دانند قدر روی نیکو را

نباشد جز گرانی بهره از یوسف ترازو را

۱

ز خواب بی خودی بیدار کن آن چشم جادو را

که از خط هست در طالع شکستی طاق ابرو را

۲

ترا از دیدن آیینه چون مانع توانم شد

که می‌سازد دو چندان خوبی آن روی نیکو را

۳

به افسون می‌توانستم پری در شیشه کرد، اکنون

میسر نیست آرم در خیال آن آشنا رو را

۴

نگیرد در تو افسون محبت، ورنه چون مجنون

نظربند از نگاهی می‌کنم رم کرده آهو را

۵

مرا بیگانگی از آشنایان است در طالع

وگرنه آشنایی نیست با بیگانگی او را

۶

گل امید من آن روز آب و رنگ می‌گیرد

که بینم شاخ گل از خون خود آن دست و بازو را

۷

بیاض خوش قلم باشد بهشتی خوشنویسان را

مسلم کی گذارد کلک صنع آن صفحه رو را

۸

هوس ریگ روان و تازه رویانند چون شبنم

مده زنهار ره در محفل خود آن گدارو را

۹

درای کاروان، یوسف شناسان را به وجد آرد

ز گفت و گوی مردم نیست پروایی خداجو را

۱۰

مگر واقف شد از جوش نشاط خون من صائب!

که می‌بینم ز قتل خود پشیمان آن جفاجو را

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: راقافیه: ـو۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. رارا
  2. رارا
  3. شدرا
  4. اکنونرا
  5. مجنونرا
  6. طالعرا
  7. می‌گیردرا
  8. رارا
  9. شبنمرا
  10. آردرا
  11. صائبرا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.