نه هر چشمی سزاوارست رخسار معانی را
که شبنم دیده شورست گلزار معانی را
۱ز چشم شور، آب خضر خون مرده می گردد
مکن بی پرده چون گل جام سرشار معانی را
۲ندارد بهره ای از حسن معنی چشم صورت بین
به هر آیینه منمایید دیدار معانی را
۳خطر از سبزه بیگانه بیش از زهر می باشد
جمال آشنارویان گلزار معانی را
۴دلیل جوهر مردی است پاس اهل بیت خود
ز نامحرم نگه دارید ابکار معانی را
۵لبی خامش تر از گوش صدف آماده می باید
طلبکار وصال در شهسوار معانی را
۶حباب از عهده تسخیر دریا برنمی آید
مسخر چون کند الفاظ، اسرار معانی را؟
۷ز آب خضر می شد سیر اگر می دید اسکندر
ز زیر پرده الفاظ، رخسار معانی را
۸به یوسف چون رسد جویای یوسف می شود ساکن
وصال افزون کند شوق طلبکار معانی را
۹نیارد در نظر صائب جمال ماه کنعان را
نظربازی که یک ره دید رخسار معانی را
۱۰