غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴۴۲ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

زیر سقف چرخ بیدردانه پا افشرده ایم

سیل بی زنهار ما در خانه پا افشرده ایم

۱

بر در هرکس نمی ساییم رخ چون آفتاب

گنج سان در گوشه ویرانه پا افشرده ایم

۲

چون گل پیمانه هردم بر سر دستی نه ایم

چون خم می در دل میخانه پا افشرده ایم

۳

کوچه گرد آستین چون اشک حسرت نیستیم

همچو مژگان بر در یک خانه پا افشرده ایم

۴

صد کبورت گر فرستد کعبه، بالین نشکنیم

ما و بت یک روز در بتخانه پا افشرده ایم

۵

شکوه زلف از زبان ما نمی آید برون

زیر دست انداز او چون شانه پا افشرده ایم

۶

گر سر ما بگذرد چون خوشه از گردون، رواست

در زمین قابلی چون دانه پا افشرده ایم

۷

چون خمار می به طرف باغ زور آورده است

بر گلوی تاک بیرحمانه پا افشرده ایم

۸

ریشه در فولاد جوهر اینقدر محکم نکرد

زیر تیغ او عجب مردانه پا افشرده ایم

۹

خال او صائب هزاران مور دل پامال کرد

ما عبث در بردن این دانه پا افشرده ایم

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: پا افشرده ایمقافیه: ـانه۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • ردیف بلند (سه واژه یا بیشتر)

پایان مصرع‌ها

  1. ایمایم
  2. آفتابایم
  3. ایمایم
  4. نیستیمایم
  5. نشکنیمایم
  6. برونایم
  7. رواستایم
  8. استایم
  9. نکردایم
  10. کردایم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.