گرچه ما راه طلب را پای در گل می رویم
پیشتر از برق رفتاران به منزل می رویم
۱وصل دادیم شوق را افسرده سازد زان چو موج
گاه گاهی از دل دریا به ساحل می رویم
۲گر به ظاهر نیست دست ما به زیر بار خلق
ما به زیر بار مردم از ته دل می رویم
۳دیگران از دوری ظاهر اگر از دل روند
ما ز یاد همنشینان در مقابل می رویم
۴گرچه می دانیم گوهر نیست در بحر سراب
همچنان ما از پی دنیای باطل می رویم
۵گرچه از دل می رود از دیده غایب هر چه شد
ما ز دل چون مصرع برجسته مشکل می رویم
۶سنگ راه ما نگردد پله افتادگی
با زمین گیری چو نقش پا به منزل می رویم
۷از در دل می توان شد از دو عالم بی نیاز
ما به هر در صائب از غفلت چو سایل می رویم
۸