ز خال عنبرین افزون ز زلف یار میترسم
همه از مار و من از مهره این مار میترسم
۱بلای مرغ زیرک دام زیر خاک میباشد
ز تار سبحه بیش از رشته زنار میترسم
۲از آن چون شبنم گل خواب در چشمم نمیگردد
که از چشم تماشایی بر این گلزار میترسم
۳به گرد چشم او گشتن چو مژگان آرزو دارم
ز خوی نازک آن نرگس بیمار میترسم
۴ز خواب غفلت صیاد ایمن نیستم بر جان
شکار لاغرم از تیغ لنگردار میترسم
۵خطر در آب زیر کاه بیش از بحر میباشد
من از همواری این خلق ناهموار میترسم
۶ز بس نامردمی از چشم نرم مردمان دیدم
اگر بر گل گذارم پا ز زخم خار میترسم
۷چه باشد پشت و روی اژدها در پله بینش
نه از اقبال میبالم نه از ادبار میترسم
۸ز تیر راست رو چشم هدف چندان نمیترسد
که من از گردش گردون کجرفتار میترسم
۹سرشک گرم را در پرده دل میکنم پنهان
بر آب این گهر از سردی بازار میترسم
۱۰بد از نیکان و نیکی از بدان پر دیدهام صائب
ز خار بیگل افزون از گل بیخار میترسم
۱۱