غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱۷۸ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

در گلستانی که ریزد خون بلبل بر زمین

در لباس لاله گردد جلوه گر گل بر زمین

۱

زود در چاه ندامت سرنگون خواهد فتاد

هر که پای خود گذارد بی تأمل بر زمین

۲

سرو پا در گل کجا و لاف آزادی کجا

سایه آزادگان دارد تغافل بر زمین

۳

عشق امانت دار معشوق است، ازان رو گل گذاشت

نقد و جنس خویش را در پیش بلبل بر زمین

۴

حال دست من جدا از دامنش داند که چیست

هر که از دستش رها شد دامن گل بر زمین

۵

قطره خونی که صد نقش هوس می زد بر آب

می چکد امروز از تیغ تغافل بر زمین

۶

قوت سر پنجه بیداد نتواند رساند

با همه زور آوری پشت تحمل بر زمین

۷

بود تا در قبضه من اختیار گلستان

غیرتم نگذاشت افتد سایه گل بر زمین

۸

دشت پیمای جنون پیشانیی دارد که شیر

می گذارد پیش او روی تنزل بر زمین

۹

بال خود چون سبزه بلبل فرش گلشن ساخته است

تا مباد از گلبن افتد سایه گل بر زمین

۱۰

حسن عالمسوز از اقبال عشق آمد پدید

رنگ گل را ریختند از خون بلبل بر زمین

۱۱

خامه صائب صفیری غالبا از دل کشید

کز کنار آشیان افتاد بلبل بر زمین

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: بر زمینقافیه: ـل۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. زمینزمین
  2. فتادزمین
  3. کجازمین
  4. گذاشتزمین
  5. چیستزمین
  6. آبزمین
  7. رساندزمین
  8. گلستانزمین
  9. شیرزمین
  10. استزمین
  11. پدیدزمین
  12. کشیدزمین

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.