غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۲۱۵ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چه عاجز مانده ای، دامان همت بر کمر می زن

برون از پرده افلاک چون آه سحر می زن

۱

مکن لنگر چو داغ لاله یک جا از گرانجانی

چو شبنم هر سحرگه خیمه در جای دگر می زن

۲

نباشد لشکر خواب گران را تاب فریادی

به هویی عالم آسوده را بر یکدگر می زن

۳

بیفشان آستین بر حاصل این باغ پر آفت

دگر چون سرو دست بی نیازی بر کمر می زن

۴

مکن از حرص بر خود زندگی را تلخ چون موران

بکش سر در گریبان، غوطه در بحر شکر می زن

۵

سواد عشق در زیر نگین آسان نمی آید

چو داغ لاله چندی کاسه در خون جگر می زن

۶

اگر چون مرغ نوپرواز کوتاه است پروازت

پر و بالی به کنج آشیان بر یکدگر می زن

۷

تو کز اندیشه دام و قفس بر خویش می لرزی

به کنج آشیان بنشین، گره بر بال وپر می زن

۸

چه باشد قطره آبی که نتوان دست ازان شستن؟

هم از گرد یتیمی خاک در چشم گهر می زن

۹

نثار تازه رویان ساز نقد وقت را صائب

در ایام بهاران از زمین چون دانه سر می زن

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می زنقافیه: ـر۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. زنزن
  2. گرانجانیزن
  3. فریادیزن
  4. آفتزن
  5. مورانزن
  6. آیدزن
  7. پروازتزن
  8. لرزیزن
  9. شستنزن
  10. صائبزن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.