غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۶۸۱ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

تکیه چند از ضعف بر دوش عصا دارد کسی؟

این بنای سست را تا کی بپا دارد کسی؟

۱

اعتمادی نیست بر جمعیت بی نسبتان

چند پاس آتش و آب و هوا دارد کسی؟

۲

چند بتوان عقده در کار نفس زد چون حباب؟

این بنا را چند بر پا از هوا دارد کسی؟

۳

عمر با صد ساله الفت بی وفایی کرد و رفت

از که دیگر در جهان چشم وفا دارد کسی؟

۴

من که دارم تا غبار افشاند از بال و پرم؟

وقت بلبل خوش که چون باد صبا دارد کسی

۵

مطلب کونین در آغوش ترک مدعاست

برنیاید مطلبش تا مدعا دارد کسی

۶

استخوانم توتیا شد از گرانی های جان

این زره را چند در زیر قبا دارد کسی؟

۷

رنج میل آتشین و پرتو منت یکی است

چشم بینایی چرا از توتیا دارد کسی؟

۸

خار صحرای ملامت خواب مخمل می شود

آتش شوقی اگر در زیر پا دارد کسی

۹

می شود آخر بیابان مرگ، بی درد طلب

چون خضر هر گام اگر صد رهنما دارد کسی

۱۰

هر که با حق آشنا شد، از جهان بیگانه شد

نیست با حق آشنا تا آشنا دارد کسی

۱۱

بی تکلف، آب خوردن بی رفیقان مشکل است

من گرفتم چون خضر آب بقا دارد کسی

۱۲

پرده جمعیت خاطر بود صائب حجاب

بد نبیند تا نظر بر پشت پا دارد کسی

۱۳

این جواب آن غزل صائب که می گوید ملک

چند پاس وعده هر بی وفا دارد کسی؟

۱۴

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: دارد کسیقافیه: ـا۱۴ از ۱۴ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. کسیکسی
  2. نسبتانکسی
  3. حبابکسی
  4. رفتکسی
  5. پرمکسی
  6. مدعاستکسی
  7. جانکسی
  8. استکسی
  9. شودکسی
  10. طلبکسی
  11. شدکسی
  12. استکسی
  13. حجابکسی
  14. ملککسی

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.