غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۷۶۴ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز دل بیرون نرفت از قرب جانان داغ مهجوری

نمی سازد خنک بیمار را دل شمع کافوری

۱

به امید نگاهی خاک ره گشتم، ندانستم

که زیر پا تو بی پروا نمی بینی ز مغروری

۲

تویی در دیده ام چون نور و محرومم ز دیدارت

نمی دانم ز نزدیکی کنم فریاد یا دوری

۳

نظربازان ازان باشند گه دیوانه گه عاقل

که در یک کاسه دارد چشم او مستی و مستوری

۴

توان بی پرده دیدن در لباس آن سرو سیمین را

که در فانوس عریانتر نماید شمع کافوری

۵

بود واصل به جانان هر که را پر رخنه گردد دل

که نبود مانع نظاره چون پرده است زنبوری

۶

ز حد خویش پا بیرون منه تا دیده ور گردی

که بینایی شود در خانه خود کور را کوری

۷

بود بسیار، اندک کلفتی دلهای نازک را

به مویی می شود خاموش چینی های فغفوری

۸

ز حرف حق درین ایام باطل بوی خون آید

عروج دار دارد نشائه صهبای منصوری

۹

نمی گردد حلاوت با ملاحت جمع در یک جا

چسان صائب در آن لب جمع شد شیرینی و شوری؟

۱۰

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـوری۱۰ از ۱۰ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. مهجوریکافوری
  2. ندانستممغروری
  3. دیدارتدوری
  4. عاقلمستوری
  5. راکافوری
  6. دلزنبوری
  7. گردیکوری
  8. رافغفوری
  9. آیدمنصوری
  10. جاشوری

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.