غزلیاتغزل شمارهٔ ۸۴۲ صائبشاعرصائبمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریدارند اگر سررشتهای در کف به ظاهر چنگهادر پنجه مطرب بود سررشته آهنگها۱از من مدان چون باغ اگر هردم به رنگی میشومبیرنگی او میزند بر آب زینسان رنگها۲موسی چه غم دارد اگر صد کوه طور از جا رود؟سودا نمیپرد ز سر از حمله این سنگها۳از سادهلوحی میشوم هر گام محو لالهایبا آن که دور افتادهام از کاروان فرسنگها۴روزی که از می جام را میکردم جم روشنگریدر زنگ صائب غوطه زد آیینه فرهنگها۵