غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۶ صائب

شاعر
صائب
مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

من که خواهم محو از عالم نشانِ خویش را

چون نشانِ تیر سازم استخوانِ خویش را

۱

کاش وقتِ آمدن واقف ز رفتن می‌شدم

تا چو نی در خاک می‌بستم میانِ خویش را

۲

تیغ نتواند شدن انگشت پیشِ حرف من

تا چو ماهِ نو سپر کردم کمانِ خویش را

۳

شد قفس زندانِ من از خارخارِ بازگشت

کاش می‌کردم فرامش آشیانِ خویش را

۴

وا نشد از تختهٔ تعلیم بر رویم دری

کاش اول تخته می‌کردم دکانِ خویش را

۵

داشتم افتادنِ چاهِ زنخدان در نظر

من چو می‌دادم به دستِ دل عنانِ خویش را

۶

از جفا دل برگرفتن نیست آسان، ور نه من

مهربان می‌ساختم نامهربانِ خویش را

۷

لازمِ پیری است صائب برگریزانِ حواس

منع نتوان کرد از ریزش خزانِ خویش را

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: خویش راقافیه: ـان۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«خویش را» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. رارا
  2. می‌شدمرا
  3. منرا
  4. بازگشترا
  5. دریرا
  6. نظررا
  7. منرا
  8. حواسرا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ صائب

۹٬۸۷۴ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۶٬۹۹۵ شعر) قرار دارد.