موزهٔ زندهٔ شاعر
موزهٔ زندهٔ وحشی بافقی
وحشی بافقی در ۹۳۹ قمری (۱۵۳۲ میلادی) در بافق، شهری کوچک در پهنهٔ یزد، به دنیا آمد و از شاعران برجستهٔ نسل خود در عصر صفوی شد. نامش کمالالدین یا شمسالدین محمد بود؛ «وحشی» تخلص اوست، و به روایتی تخلص برادر بزرگترش که پیش از او شعر میگفت و زود درگذشت. او شعر را از همان برادر آموخت، تحصیلاتش را در یزد دنبال کرد، و بعد به کاشان رفت، که در آن روزگار از کانونهای شعر بود.
شعرش دو چهره دارد. از یک سو غزلهایی است سرشار از عشق ناکام و تنگدستی و تنهایی، که با آنها بهسادگی همدردی میشود. از سوی دیگر مثنویهایی است که دنبالهرو نظامی گنجهایاند: «ناظر و منظور» عشق پسر شاه و پسر وزیر، «خلد برین» که در پی «مخزنالاسرار» نظامی ساخته شده، و «فرهاد و شیرین»، منظومهای عاشقانه که با «خسرو و شیرین» نظامی هموزن است. این آخری ناتمام ماند و بعدها دیگران آن را به پایان بردند؛ با این حال یکی از شناختهترین کارهای اوست.
بر خلاف بسیاری از شاعران همروزگارش، وحشی کمتر سفر کرد. بیشتر عمرش در کاشان و یزد و تفت گذشت، و در دربار حاکمان محلی یزد پذیرفته شد، همانها که با خاندان صفوی خویشاوندی داشتند. گاه از تنگدستی گله میکند. نشانهای نیست که زن گرفته باشد، و ظاهراً آدمی گوشهگیر بود.
دیوانش را پس از مرگ او وصی ادبیاش گرد آورد و به نزدیک نه هزار بیت رسید. این مجموعه از غزل و قصیده و قطعه و رباعی و ترکیببند و ترجیعبند و مثنوی ساخته شده،. دیوان او را امروز چاپهای جدید و مجموعهای دیجیتال در کتابخانهٔ یک دانشگاه آلمانی در دسترس خواننده میگذارد.
روایت مستند زندگی
از بافق به کاشان و باز به یزد
سرچشمههای زندگینامهٔ وحشی محدودند. مهمترین گزارش از وصی ادبیاش، اوحدی بلیانی، است. بر این پایه میتوان خطوط اصلی را کشید، اما جزئیات، از جمله سفرها و تاریخها، مورد اختلافاند.
او در ۹۳۹ قمری (۱۵۳۲ میلادی) در بافق زاده شد، در دوران شاه طهماسب صفوی. شاعری را از برادر بزرگترش مرادی آموخت و از نویسندهای محلی به نام شرفالدین علی نیز بهره برد. بعد برای ادامهٔ تحصیل به یزد رفت. در سالهای بعد به کاشان رفت و آنجا مکتبدار شد، یعنی معلم کودکان. شعرش توجه حاکم را جلب کرد و کسانی از شاعران محلی که از ستایشهای همگانی از محتشم کاشانی دلخور بودند، از وحشی پذیرایی کردند.
کاشان آن روزگار جای مشاعره و جدل شعری بود. وحشی در جدلها و هجوهای شاعرانه با رقیبانی چون فهمی کاشانی و غضنفر کرنجری درگیر شد. احتمالاً در همین دوره قصیدههایی هم برای شاه طهماسب گفت. دربارهٔ سفرهایش در این دوره نقلها یکسان نیست: در یک روایت به شهرهای دیگر ایران، از جمله اراک و جارون، رفت؛ روایت دیگر سفر به بندر هرمز و هندوستان را هم نقل میکند. دربارهٔ جای بازگشت او نیز نظرها یکی نیست، یزد یا کرمان.
سرانجام در یزد و تفت ماندگار شد، و بقیهٔ عمر را همانجا گذراند. تفت جایگاه حاکمان موروثی یزد بود، غیاثالدین میر میران و پسرش خلیلالله، که با خاندان صفوی پیوند خانوادگی داشتند و نسبشان را به شاه نعمتالله ولی (درگذشته ۱۴۳۱ میلادی) میرساندند. وحشی در دربار آنان شاعر برجسته بود. هنوز هم گاه از تنگدستی مینالد. برای تاجگذاری اسماعیل دوم (۱۵۷۶–۱۵۷۷) دو قطعه در مادهتاریخ گفت، و حاکمان کرمان، بهویژه بختاشبیگ افشار، را نیز ستود.
مرگ او را به نقل وصیاش در ۱۵۸۳ میلادی در پنجاهودوسالگی در یزد نوشتهاند و آن را نتیجهٔ میگساری سنگینی دانستهاند. منبعی دیگر سال مرگ او را حدود ۹۹۹ قمری میداند، در حالی که ۹۹۱ قمری با گزارش وصی هماهنگ است. در همان شهر دفن شد. شهر یزد، که مزار او در آن است، بارها از آشوبهای سیاسی آسیب دیده است.
تجربه سبکشناسی معتبر
غزل سوزان و منظومههای ناتمام
دیوان وحشی، به شمار یک چاپ انتقادی، ۹۰۷۶ بیت دارد: ۳۹۵ غزل در ۲۳۳۸ بیت، ۴۳ قصیده در ۱۸۷۰ بیت، ۴۳ قطعه، ۶۶ رباعی، ۱۱ ترکیببند، یک ترجیعبند، یک مخمس، و ده مثنوی که با هم نزدیک ۳۷۹۰ بیتاند. یعنی نزدیک به چهلودو درصد دیوان مثنوی است.
غزلهایش از عشق ناکام و دشواری زندگی خودش میگویند و صدای تنهایی از آنها برمیآید. گفتهاند که در فارسی از پیشگامان واسوخت است، یعنی گونهای از غزل که در آن عاشق به معشوق بیوفا پشت میکند و گله میکند. نامهای از او نیز در دست است.
سه مثنوی بلند او ساختار و منبع جداگانه دارند. «ناظر و منظور» حدود ۱۵۶۱ بیت است، در بحر هزج مسدس محذوف، و حکایت عشق پسران یک شاه و یک وزیر را باز میگوید. در ۹۶۶ قمری پایان یافت. «خلد برین» حدود ۵۸۶ بیت است و به پیروی از «مخزنالاسرار» نظامی در بحر سریع ساخته شده. «فرهاد و شیرین» استقبالی از «خسرو و شیرین» نظامی است و همان وزن را دارد. از نظر تاریخ ادبی، اینکه وحشی چه مقدار از آن را سروده، موضوع اختلاف است: یک گزارش حدود ۱۰۷۰ بیت مینویسد و گزارش دیگر فقط مقدمه و نزدیک پانصد بیت. هرچه باشد، منظومه در زمان خودش شهرت یافت، و نزدیک صد نسخهٔ خطی از آن در دنیا فهرست شده است.
وحشی قصه را ناتمام گذاشت، و دو شاعر دیگر آن را ادامه دادند. وصال شیرازی، شاعر سدهٔ نوزدهم، حدود ۱۲۵۱ بیت بر آن افزود و منظومه را به پایان برد؛ بعد از او صابر شیرازی ۳۰۴ بیت دیگر آورد. به این ترتیب منظومهای که امروز در دست است سه دست دارد. «فرهاد و شیرین» را برخی از شاهکارهای ادب نمایشی فارسی شمردهاند.
مثنویهای کوتاهتری هم از او مانده، در مدح و هجو، که اهمیت آنها از این سه کمتر است. قصیدههایش نیز که برای شاه و حاکمان سروده و نیز ستایش بزرگان دینی روزگار را در بر دارد، بخش مهم دیوان را تشکیل میدهد.
درخت روابط مستند
پیرو نظامی، رقیب همعصران
وحشی در دو مثنوی خود پا جای پای نظامی گنجهای میگذارد. «فرهاد و شیرین» استقبالی از «خسرو و شیرین» است و «خلد برین» پیرو «مخزنالاسرار». وزنها هم از نظامی گرفته شده: وزن «فرهاد و شیرین» همان وزن «خسرو و شیرین» است. نظامی الگوی بسیاری از مثنویسرایان فارسی بود، و پیروی از او راهی جاافتاده برای ورود به این گونه.
در کاشان با فهمی کاشانی و غضنفر کرنجری مشاعره و جدل داشت و با کسانی همراه شد که از شهرت محتشم کاشانی دلخور بودند. این رقابتها نشان میدهد که شعر آن روزگار تنها در دربار شاه شکل نمیگرفت، و شهرها و حاکمان محلی نیز مشاعره و رقابت شاعران را حمایت میکردند. وحشی در همین فضا شهرت یافت.
نسبت او با دربار صفوی مستقیم نبود. قصیدههایی برای طهماسب و مادهتاریخی برای اسماعیل دوم گفت، اما پایگاه اصلیاش دربار حاکمان یزد بود که خویشاوند صفویان بودند.
اثر او دیرپا ماند. وصال شیرازی که «فرهاد و شیرین» را به پایان رساند، بیش از دو سده بعد کار کرد و نشان میدهد که منظومهٔ ناتمام همچنان خواننده داشت. شمار نسخههای خطی آن، و اینکه بیش از یک شاعر خود را موظف به تکمیلش دید، از ماندگاری آن حکایت دارد. دیوانش را وصیاش گرد آورد و پس از آن چند بار چاپ شده است.
از کجا بخوانیم؟
مسیر مطالعه
- بزرگترین اثرآغاز دیوان اشعاراز «شمارهٔ ۱» شروع کنید؛ دیوان اشعار ۵۶۷ مورد منتشرشده دارد.
- کوتاهترین اثرآغاز خلد بریناز «بخش ۱ - سر آغاز» شروع کنید؛ خلد برین ۹ مورد منتشرشده دارد.
- همهٔ آثار وحشی بافقی در فهرست زیر هم آمده است.
هویت متمایز هر شاعر
