اثر
ناظر و منظور وحشی بافقی
«ناظر و منظور» وحشی بافقی در این آرشیو ۳۱ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۳۱).
- مورد منتشرشده
- ۳۱
- صفحه
- ۲
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱سر آغاززهی نام تو سر دیوان هستیترا بر جمله هستی پیش دستیخواندن شعر ‹
- ۲نظر اعتبار بر صورت عالم گشودن و راه سخن به گام عرفان طی نمودن در سر این معنی که درون از پردهٔ موجودات واجبالوجودی هست و برون از حلقهٔ کاینات معبودی که حرکت هر جانداری از قدرت اوست و کثرت تغییر عالم شاهد بر وحدت اوایا مدهوش جام خواب غفلتفکنده رخت در گرداب غفلتخواندن شعر ‹
- ۳دست نیاز به درگاه بینیاز گشودن و از حضرت باری التماس رستگاری نمودنخداوندا گنهکاریم جملهز کار خود در آزاریم جملهخواندن شعر ‹
- ۴مثقب خامه را بر گوهر نهادن و رشتههای گوهر معنی را ترتیب دادن در ایثار تاجداری که گوهر ذاتش باعث دریای آفرینش است و جوهر صفاتش منشاء فیض ارباب بینش استرقم سازی که این زیبا رقم زدنوشت اول سخن نام محمدخواندن شعر ‹
- ۵طلوع کردن اختر معانی از افق سپهر نکته دانی در تعریف شبی که اخترش طعنه بر نور بدر میزد و صحبتش طعنه بر شام قدرشبی چون روز شادی عشرت افزایجهان روشن ز ماه عالم آرایخواندن شعر ‹
- ۶رو به میدان معانی کردن و تیغ دو زبان برآوردن در مدح شهسواری که از دو انگشت نوک تیغ دو سر دیدهٔ شرک را کور نمود و از بنان ذوالفقار پیکر باب خیبر گشادهاز آنرو صبح این روشندلی یافتکه چون ما در دلش مهر علی تافتخواندن شعر ‹
- ۷در منشاء انشاء این نامه غریبالمعانی و باعث تصنیف این نسخهٔ نادر بیانیشبی سامان ده سد ماتم وغمغم افزا چون سواد خط ماتمخواندن شعر ‹
- ۸پایهٔ سریر معانی بر عرش نهادن و گام فکر در عرصهٔ سپهر گشادن در مدح شهسواری که فضای هستی گویی از اقلیم اوستچو این گنج هنر ترتیب دادمز هر جوهر در او درجی نهادمخواندن شعر ‹
- ۹حکایت ناقل این مقاله و شکایت قایل این رساله در بیوفایی یاران ریایی و دلایل بر فضیلت گوشهٔ تنهاییدلا برخیز تا کنجی نشینیمز ابنای زمان کنجی گزینیمخواندن شعر ‹
- ۱۰شیر حکمت از پستان خامه گشادن و طفل فسانه را در مهد خیال پرورش دادن در آغاز حکایت عشقبازی و ابتداء روایت نکته سازینوا پرداز قانون فصاحتچنین زد چنگ بر تار حکایتخواندن شعر ‹
- ۱۱لوح معنی در دامن حکایت نهادن و زبان به درس نکته گشادن در تعریف مکتبی که لعبت خانهٔ چین از او نشانهایست و حدیث خلدبرین افسانهایدبیر مکتب نادر بیانیچنین گوید ز پیر نکته دانیخواندن شعر ‹
- ۱۲بیان خوابی و اظهار اضطرابی که ناظر را از راز پنهان از بیصبری خبر داده و داغ ناصبوریش بر جگر نهاده و حکایت مفارقت و شکایت مهاجرتچنین گفت آن ادیب نکته پردازکه درس عاشقی میکرد آغازخواندن شعر ‹
- ۱۳بیتابی ناظر از شعلهٔ جدایی و اضطراب نمودن از داغ بینوایی و خویشتن را بر مشق جنون داشتن و شرح درون خویش بر چهرهٔ معلم نگاشتنچو آن زرین قلم از خانهٔ زرکشید از سیم مدبر لوح اخضرخواندن شعر ‹
- ۱۴رفتن معلم به در خانهٔ دستور و بیان کردن عشق ناظر نسبت به منظور و مقدمهٔ درد فراق و آغاز حکایت اشتیاقچو طفل روز رفت از مکتب خاکسواد شب نمود از لوح افلاکخواندن شعر ‹
- ۱۵بیان ظلمت شب دوری و اظهار محنت مهجوری و شرح حال ناظر دور از وصال منظور و صورت احوال او در پایداریاسیر درد شبهای جداییچنین نالد ز درد بینوائیخواندن شعر ‹
- ۱۶ناقهٔ خیال در وادی سخن راندن و لعبت نظم را در هودج اندیشه نشاندن در رفتن ناظر از اقلیم وصال و خیمه زدن در سرمنزل رنج و ملالسفر سازندهٔ این طرفه صحرابه عزم کارسازی زد چنین پاخواندن شعر ‹
