رقم سازی که این زیبا رقم زد
نوشت اول سخن نام محمد
۱چه نام است اینکه پیش اهل بینش
شده نقش نگین آفرینش
۲ز بس کز میم و حایش گشت محفوظ
نوشتش در دل خود لوح محفوظ
۳ز نقش حلقهٔ میمش دهد یاد
قمر ز آن هاله را بر چرخ جا داد
۴بزرگی بین که خم شد چرخ از اکرام
که همچون دال بوسد پای این نام
۵کمال نامداری بین و عزت
که نامش را به این حد است حرمت
۶شه خیل رسل سلطان کونین
جمالش مهر ومه را قرةالعین
۷چو رو در قبلهٔ دین پروری کرد
به دوران دعوی پیغمبری کرد
۸شک آوردند گمراهان حاسد
به صدق دعویش جستند شاهد
۹پی دفع شک آن جمع گمراه
دو شاهد شد به صدق دعویش ماه
۱۰از این غم سایه دارد رو بدیوار
که در راهش نشد با خاک هموار
۱۱چو جوهر بود آن سرچشمهٔ نور
که بودش سایه از همسایگی دور
۱۲مگر از شوق بیخود گشت سایه
چو شد همراه آن خورشید پایه
۱۳زهی نور تو بزم افروز عالم
وجودت زبدهٔ اولاد آدم
۱۴خلیل از خوان تو رایت ستانی
خضر از فیض جامت تشنه جانی
۱۵ز یکرنگی مسیحا با تو دم زد
از آن بر طارم چارم قدم زد
۱۶اگر راه دو رنگی آورد پیش
نشانندش به گردون بر خر خویش
۱۷چه شد گر آفتاب عالم آرا
به صورت پیشتر گشت از تو پیدا
۱۸شهی بر خلق آخر تا به اول
شهان را پیش پیش آرند مشعل
۱۹جهان را کار رفت از دست دریاب
برآور یا رسول الله سر از خواب
۲۰ز هجران تو پیچد سبحه برخویش
به کارش سد گره از دوریت بیش
۲۱به خارستان حرمان تو مسواک
ز هجر آن دو لب بنشسته بر خاک
۲۲به جست وجوی تو خم گشته محراب
مصلا بر زمین افتاده بیتاب
۲۳به یاد مقدمت ای قبلهٔ دین
ز غم سجاده دارد بر جبین چین
۲۴ز پایت تا جدا افتاد نعلین
به خاک ره ز پا افتاده نعلین
۲۵از آن سر مانده بر دیوار منبر
که او را چون تو سروی رفته از سر
۲۶ز هجرت جمله را از دست شد کار
زمان دستگیری گشت مگذار
۲۷شدند از دست محتاجان لطفت
بیاور آیتی از خوان لطفت
۲۸پی مهمانی این جمع محتاج
بیار آن تحفه کوردی ز معراج
۲۹