جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳۰ نتیجه برای «لب» با فیلتر وحشی بافقی · صفحهٔ ۱۰ از ۲۰
- رفتن شاهزاده منظور به شکار و باز را بر کبک انداختن و شام فراق ناظر را به صبح وصال مبدل ساختن وحشی بافقیلبم با خنده همراز است چونستدلم با عشق دمساز است چونست
- بخش ۵ - حکایت وحشی بافقیمضطر از آن درد نهانی که داشتجان به لب از آفت جانی که داشت
- رسیدن رسولان قیصر به زمین بوس شاه مصر کشور و حرف ناامیدی شنیدن و پا از سر بزم خسروی کشیدن و مقدمهٔ جدال و آغاز قتال وحشی بافقیچو روزی چند شد القصه زین حالکه میبودند با هم فارغ البال
- بخش ۳۷ - در نوشتن شیرین جواب خسرو را و عتاب کردن بدو در عشق و محبت با دیگران وحشی بافقیبه دست آورده با سد گونه تشویشلب نانی به زور بازوی خویش
- بخش ۳۴ - در رفتن شیرین به کوه بیستون و گفتگوی او با فرهاد و بیان مقامات محبت وحشی بافقیشکر لب گفت دشوار است بسیارکه از یک تن برآید اینهمه کار
- در سوگواری قاسمبیگ قسمی وحشی بافقیمهر بر لب زد سخن سنجی که چون لب میگشودقفل حیرت بر زبان هر سخنور مینهاد
- در گلهگزاری و ستایش وحشی بافقیقلب ماهیت از شما نایدآن چه آید ز سر، ز پا ناید
- بخش ۳۸ - در بیان وصل و هجران نکویان و رفتن شیرین به تماشای بیستون وحشی بافقیز شیرین کوهکن را جام لبریزبهانه گو شکر گو باش پرویز
- شمارهٔ ۱۲ - خر گدا وحشی بافقیچه کنم زن جلب که یک باریپدرت گر ز دین فلان بودهست
- شمارهٔ ۲۰ وحشی بافقیپیش رندان حق شناسی در لباسی دیگر استپر به ما منمای زاهد خرقهٔ پشمینه را
- شمارهٔ ۲۴ - به مفت نیز نیرزد وحشی بافقیزری که میطلبم دوش لطف فرمودیز من کسی نستاند به سد هزار نیاز
- شمارهٔ ۲۸ - داروی کاری وحشی بافقیزن جلبی رفته و در همچو منکرده سخنهای پریشان رقم
