جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۱٬۰۰۶ از ۱٬۱۳۷
- غزل شمارهٔ ۱۳۳۹ جلال الدین محمد مولویچو دیدم من عنایتها ز صدر غیب شمس الدینشدم مغرور خاصه مست و مجنون خمار ای دل
- غزل شمارهٔ ۱۳۷۲ جلال الدین محمد مولویامروز عقل من ز من یک بارگی بیزار شدخواهد که ترساند مرا پنداشت من نادیدهام
- غزل شمارهٔ ۱۴۱۷ جلال الدین محمد مولویبه حق روی تو که من چنین رویی ندیدستمچه مانی تو بدان صورت که از مردم شنیدستم
- غزل شمارهٔ ۱۷۷۶ جلال الدین محمد مولویمنم آن بنده مخلص که از آن روز که زادمدل و جان را ز تو دیدم دل و جان را به تو دادم
- غزل شمارهٔ ۱۸۳۹ جلال الدین محمد مولویواقعهای بدیدهام لایق لطف و آفرینخیز معبرالزمان صورت خواب من ببین
- غزل شمارهٔ ۱۸۴۵ جلال الدین محمد مولویز هر ذره جدا صد نقش گوناگون بدید آیدکه هر چه بوهریره را بباید هست در انبان
- غزل شمارهٔ ۱۸۶۰ جلال الدین محمد مولویبصر در دیده بفزاید اگر در دیده ره یابدبه جای توتیا و کحل ناگه خار شمس الدین
- غزل شمارهٔ ۱۹۷۱ جلال الدین محمد مولویدوش دیدم کز هوس صد تخم مار اندر رگیدرفکندم امتحان را تا چه گردد مار من
- غزل شمارهٔ ۲۱۳۰ جلال الدین محمد مولویای ماه رویش دیدهای خوبی از او دزدیدهایای شب تو زلفش دیدهای نی نی و نی یک موی او
- غزل شمارهٔ ۲۱۶۸ جلال الدین محمد مولویکنار وصل دربودی یکی چندی تو ای دیدهکنار از اشک پر کن تو چو از شه برکناری تو
- غزل شمارهٔ ۲۲۰۷ جلال الدین محمد مولویدیده را از خاک تبریز ارمغان آراد بادز آنک جز آن خاک این خاکیش را آرام کو
- غزل شمارهٔ ۲۲۵۵ جلال الدین محمد مولویبخورند از نخیل جان که ندیدهست انس و جانرطب و تمر نادری که نگنجد در این گلو
