جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۲٬۳۸۸ نتیجه برای «بد» · صفحهٔ ۱٬۰۲۳ از ۱٬۰۳۳
- بخش ۱۲۰ - طلب کردن طغرل شاه حکیم نظامی را نظامی گنجویبدین افسوس میخوردم دریغیز دم بر خویشتن چون شمع تیغی
- بخش ۵۲ - درآوردن زلیخا یوسف را علیه السلام به خانه هفتم و بذل کردن مجهود در نیل مقصود و گریختن یوسف و ماندن زلیخا در تحیر و تأسف جامیبدینسان درد دل بسیار می کردبه یوسف شوق خویش اظهار می کرد
- بخش ۲۳ - اندر نیازمندی مردم بپرورش ناصرخسرو قبادیانیقویترست بهر حال مردم از حیوانبحیله بیش و بهر دانشی شعبده وار
- بخش ۵ - قول متکلمان مذهب کرامیاندر توحید ناصرخسرو قبادیانی… ن متکلمان مذهب کرامی اندر توحید آنست که گویند خدای یکیست، و هیچ چیزی بدو نماند و این اصل توحید است؛ و لیکن موحد آنست که چون بصفات خدای رسد، این اصل تباه نکند، وازین متکلمان گروهیاند که گویند خدا جسم است نه چون اجسام. و …
- گفتار سی و ششم ناصرخسرو قبادیانی… ت پس لازم (آید) که آن گوهر لطیف که با این گوهر کثیف جفت است اندرین کالبد آراسته و ساخته نشود مگر بدو همجنسی که او سوم ایشان است چون جسم را تمامی اندر آن بود که بخورشهای این جهانی برسد از لذات جسمانی بمیانجی پدر و مادر گف …
- بخش ۴۸ - صف سی و ششم ناصرخسرو قبادیانیاما اندر یافتن گناه خویش و پاکیزه کردن نفس بدانست که هر کاری که آن سوی عقل زشت است نکنی، و گر مومن را هوا و نفس شهوانی بدان کشد تا آن کار بکند آن گناه اندر نفس او ثابت شود و نگاری و نبشتهیی گردد اندر نفس او، و نگار و نب …
- بخش ۱۲۵ - صف نود و نهم ناصرخسرو قبادیانی… لجت مرو را برابر باید با پرورش جسد و معالجت مرورا ، از بهر آنک جسد کالبد است مر نفس را و کالبد ماننده باشد مر جسد را که اندرو باشد . پس گوئیم که چون جسد مردم از راستی بشود و طبایع اندرو میل کند از اعتدال درستی و قوت ازو …
- بخش ۳۵ - اندر سؤالهای بی جواب از خواص عناصر ناصرخسرو قبادیانیچرا که تری بر آب بر پدیدترستبدو کنند همه چیز خشک را آغار؟
- بخش ۸ - اندر قول ارسططا لیس ناصرخسرو قبادیانی… خبرست و غرض فیلسوف آن بوده است از وضع کتاب منطق، تا دروغ را از راست بدین شریف صناعت پدید آرد (و) بنماید.
- شمارهٔ ۱۳۹ - در ستایش خراسان و آرزوی وصول به آن مدح صدر جهان محیی الدین خاقانی شروانیگر ز شروان بدر انداخت مرا دست و بالخیروان بلکه شرف وان به خراسان یابم
- شمارهٔ ۴ - مجلس چهارم سعدی شیرازیخداوند زمین و آسمان چه می فرماید؟ ای بندگان من بدانید، بار خدایا چه بدانیم؟ انما الحیوة الدنیا لعب و هو و زینة، بدرستی و راستی که زندگانی دنیا بازیست و بازی کار کودکان بود و زینت و آرایش کار زنان است و تفاخر بینکم و تکا …
- فصل شصت و دوم - دوستان را در دل رنجها باشد که آن به هیچ دارویی خوش نشود جلال الدین محمد مولویو چه عجب میآید که آدمییی از میان آدمیان این خصوصیّت یابد که پا بر سر کیوان نهد؟ نه ما همه جنس خاک بودیم؟ حق تعالی در ما قوّتی نهاد که اما از جنس خود بدان قوّت ممتاز شدیم و متصرّف آن گشتیم و آن متصرف ما شد تا در وی تص …
