جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۳٬۶۳۸ نتیجه برای «دید» · صفحهٔ ۱٬۰۶۲ از ۱٬۱۳۷
- هفتم جلال الدین محمد مولویهرگز ندیده چشم جهان این چنین بهارمیروید از زمین و ز کهسار کیمیا
- بخش ۱۳۲ - در خواستن قبطی دعای خیر و هدایت از سبطی و دعا کردن سبطی قبطی را به خیر و مستجاب شدن از اکرم الاکرمین و ارحم الراحمین جلال الدین محمد مولویمن به بوی آب رفتم سوی سیلبحر دیدم در گرفتم کیل کیل
- بخش ۳۹ - حکایت آن پیر عرب کی دلالت کرد حلیمه را به استعانت به بتان جلال الدین محمد مولوینه از کسی دیدم بگرد خود نشاننه ندا می منقطع شد یک زمان
- بخش ۱۱۰ - جواب دهری کی منکر الوهیت است و عالم را قدیم میگوید جلال الدین محمد مولویگفت دیدم اندرین بحث عمیقبحث میکردند روزی دو فریق
- بخش ۴۰ - خبر یافتن جد مصطفی عبدالمطلب از گم کردن حلیمه محمد را علیهالسلام و طالب شدن او گرد شهر و نالیدن او بر در کعبه و از حق درخواستن و یافتن او محمد را علیهالسلام جلال الدین محمد مولویلیک در سیمای آن در یتیمدیدهام آثار لطفت ای کریم
- بخش ۲۹ - وصیت کردن مصطفی علیهالسلام صدیق را رضی الله عنه کی چون بلال را مشتری میشوی هر آینه ایشان از ستیز بر خواهند در بها فزود و بهای او را خواهند فزودن مرا درین فضیلت شریک خود کن وکیل من باش و نیم بها از من بستان جلال الدین محمد مولویدیدههاشان را به سحر میدوختندتا چنین جوهر به خس بفروختند
- فصل بیست و هفتم - اوراد طالبان و سالکان ان باشد که به اجتهاد و بندگی مشغول شوند جلال الدین محمد مولوی… معلوم و پرستشی معلوم، بعضی از دور خدمت کنند و پادشاه دریشان ننگرد و نادید آرد الا بندگانِ پادشاه بینند که فلان، خدمت کرد. چون پادشاه شد ورد او آن باشد که بندگان بیایند به خدمت وی از هر طرفی، زیرا بندگی نماند تَخَلَّقُوْا …
- فصل چهل و ششم - اَللهُّ تعالى مُریدُ للخير و الشرّ ولایرضی جلال الدین محمد مولوی… نظراً الی الشّر الکلّی لقطع الجزؤ فی الآکلة اللهّ تعالی عفوٌّ غفورٌ شدیدُ العقاب فهل یُرید ان یصدق علیه هذهِ الاقسام ام لافلابُد من بَلی ولایکون عفواًّ غفوراً الابوجود الذُنوب و ارادةُ الشیء ارادة ماهو من لوازمِهِ و کذا …
- چهلم جلال الدین محمد مولویتو بسی سخن بگفتی، خلل سخن نهفتیمحک خدای دیدی، تو در اضطرار چونی؟
- بخش ۱۱۴ - آمدن شیخ بعد از چندین سال از بیابان به شهر غزنین و زنبیل گردانیدن به اشارت غیبی و تفرقه کردن آنچ جمع آید بر فقرا هر که را جان عز لبیکست نامه بر نامه پیک بر پیکست چنانک روزن خانه باز باشد آفتاب و ماهتاب و باران و نامه و غیره منقطع نباشد جلال الدین محمد مولویاز فرح خلقی به استقبال رفتاو در آمد از ره دزدیده تفت
- بخش ۳۲ ابوالقاسم فردوسیچو رستم پدید آمد و زال زرهمان موبدان فراوان هنر
- بخش ۴ ابوالقاسم فردوسیز لشکر گزین کن فراوان سوارجهاندیدگان از در کارزار
