جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۱٬۰۸۷ از ۱٬۹۵۷
- غزل شمارهٔ ۳۲۰۲ جلال الدین محمد مولویگر تو بدوی، ور تو بپریزین دلبر جان، خود جان نبری
- غزل شمارهٔ ۳۲۰۳ جلال الدین محمد مولویهله زین نیر درگذر، بده آن جام معتبرکه دل و جان ز جام او، برهد زین مذبذبی
- بخش ۶۶ - قصهٔ هدهد و سلیمان در بیان آنک چون قضا آید چشمهای روشن بسته شود جلال الدین محمد مولویپس زبانِ محرمی خود دیگرستهمدلی از همزبانی بهترست
- بخش ۵۵ - پرسیدن آن پادشاه از آن مدعی نبوت کی آنک رسول راستین باشد و ثابت شود با او چه باشد کی کسی را بخشد یا به صحبت و خدمت او چه بخشش یابند غیر نصیحت به زبان کی میگوید جلال الدین محمد مولویگیرم این وحی نبی گنجور نیستهم کم از وحی دل زنبور نیست
- بخش ۹۳ - بیان آنک تن خاکی آدمی همچون آهن نیکو جوهر قابل آینه شدن است تا درو هم در دنیا بهشت و دوزخ و قیامت و غیر آن معاینه بنماید نه بر طریق خیال جلال الدین محمد مولویتا دلت آیینه گردد پر صوراندرو هر سو ملیحی سیمبر
- بخش ۵۱ - قصهٔ صوفی کی در میان گلستان سر به زانو مراقب بود یارانش گفتند سر برآور تفرج کن بر گلستان و ریاحین و مرغان و آثار رحمةالله تعالی جلال الدین محمد مولویگفت آثارش دلست ای بوالهوسآن برون آثار آثارست و بس
- بخش ۶۱ - تولیدن شیر از دیر آمدن خرگوش جلال الدین محمد مولویبر دران ای دل تو ایشان را مهایستپوستشان برکَن کِشان جز پوست نیست
- بخش ۹ - قصهٔ اهل سبا و طاغی کردن نعمت ایشان را و در رسیدن شومی طغیان و کفران در ایشان و بیان فضیلت شکر و وفا جلال الدین محمد مولویکه برو آنجا که اول منزل استحق آن نعمت گروگان دل است
- بخش ۱۴۰ - وصیت کردن رسول صلی الله علیه و سلم مر علی را کرم الله وجهه کی چون هر کسی به نوع طاعتی تقرب جوید به حق، تو تقرب جوی به صحبت عاقل و بندهٔ خاص تا ازیشان همه پیشقدمتر باشی جلال الدین محمد مولویگفت پیغامبر علی را کای علیشیر حقی پهلوان پردلی
- بخش ۱۳۲ - فرق میان آنک درویش است به خدا و تشنهٔ خدا و میان آنک درویش است از خدا و تشنهٔ غیرست جلال الدین محمد مولویوین غم و شادی که اندر دل حظیستپیش آن شادی و غم جز نقش نیست
- بخش ۸۶ - تدبیر کردن موش به چغز کی من نمیتوانم بر تو آمدن به وقت حاجت در آب میان ما وصلتی باید کی چون من بر لب جو آیم ترا توانم خبر کردن و تو چون بر سر سوراخ موشخانه آیی مرا توانی خبر کردن الی آخره جلال الدین محمد مولویمن بدین وقت معین ای دلیرمینگردم از محاکات تو سیر
- بخش ۳۶ - عتاب کردن حق تعالی موسی را علیه السلام از بهر آن شبان جلال الدین محمد مولویزانکه دل جوهر بُوَد، گفتن عَرَضپس طُفَیل آمد عَرَض، جوهرْ غَرَض
