جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۱٬۰۸۸ از ۱٬۹۵۷
- بخش ۱۳۵ - خطاب حق تعالی به عزرائیل علیهالسلام کی ترا رحم بر کی بیشتر آمد ازین خلایق کی جانشان قبض کردی و جواب دادن عزرائیل حضرت را جلال الدین محمد مولویگفت بر جمله دلم سوزد به دردلیک ترسم امر را اهمال کرد
- بخش ۱۳۷ - حکایت ماجرای نحوی و کشتیبان جلال الدین محمد مولویدلشکسته گشت کشتیبان ز تابلیک آن دم کرد خامش از جواب
- بخش ۱۱۶ - بیان آنک روح حیوانی و عقلِ جزوی و وهم و خیال بر مثال دوغند و روح کی باقیست درین دوغ همچون روغن پنهانست جلال الدین محمد مولویجنبشی بایست اندر اجتهادتا که دوغ آن روغن از دل باز داد
- بخش ۵۰ - باز ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکل و فواید جهد را بیان کردن جلال الدین محمد مولویچونکه مال و ملک را از دل براندزان سلیمان خویش جز مسکین نخواند
- بخش ۱۰۸ - تضرع آن شخص از داوری داود علیه السلام جلال الدین محمد مولویسجده کرد و گفت کای دانای سوزدر دل داود انداز آن فروز
- بخش ۹۴ - تشبیه کردن قطب کی عارف واصلست در اجری دادن خلق از قوت مغفرت و رحمت بر مراتبی کی حقش الهام دهد و تمثیل به شیر که دد اجری خوار و باقی خوار ویند بر مراتب قرب ایشان بشیر نه قرب مکانی بلک قرب صفتی و تفاصیل این بسیارست والله الهادی جلال الدین محمد مولویزانک وجد حلق باقی خورد اوستاین نگه دار ار دل تو صیدجوست
- بخش ۷۰ - بقیهٔ قصهٔ آن زاهد کوهی کی نذر کرده بود کی میوهٔ کوهی از درخت باز نکنم و درخت نفشانم و کسی را نگویم صریح و کنایت کی بیفشان آن خورم کی باد افکنده باشد از درخت جلال الدین محمد مولویهر زمان دل را دگر میلی دهمهرنفس بر دل دگر داغی نهم
- بخش ۵۵ - دعوی کردن ترک و گرو بستن او کی درزی از من چیزی نتواند بردن جلال الدین محمد مولویگرم پرسیدش ز حد ترک بیشتا فکند اندر دل او مهر خویش
- بخش ۶۸ - نومید شدن آن پادشاه از یافتن آن گنج و ملول شدن او از طلب آن جلال الدین محمد مولویچونک تعویق آمد اندر عرض و طولشاه شد زان گنج دل سیر و ملول
- بخش ۲۵ - مکر دیگر انگیختن وزیر در اضلال قوم جلال الدین محمد مولویکین چه بدبختیست ما را ای کریماز دل و دین مانده ما بی تو یتیم
- بخش ۲۱۷ - تفسیر این آیت کی ان تستفتحوا فقد جائکم الفتح ایهای طاعنان میگفتید کی از ما و محمد علیه السلام آنک حق است فتح و نصرتش ده و این بدان میگفتید تا گمان آید کی شما طالب حقاید بی غرض اکنون محمد را نصرت دادیم تا صاحب حق را ببینید جلال الدین محمد مولویکین تفکرمان هم از ادبار رستکه صواب او شود در دل درست
- چهل و چهارم جلال الدین محمد مولویچونک به صورت تو ممثل شویماه رخ و دلبر و زیبا قدی
