جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۲۳٬۴۷۵ نتیجه برای «دل» · صفحهٔ ۱٬۰۹۱ از ۱٬۹۵۷
- بخش ۶۲ - حکایت در تقریر آنک صبر در رنج کار سهلتر از صبر در فراق یار بود جلال الدین محمد مولویآن ملیحان که طبیبان دلاندسوی رنجوران به پرسش مایلاند
- بخش ۱۷۰ - تشبیه دنیا کی بظاهر فراخست و بمعنی تنگ و تشبیه خواب کی خلاص است ازین تنگی جلال الدین محمد مولویتا برون نایی بنگشاید دلتپس چه سود آمد فراخی منزلت
- بخش ۷۹ - بیان اتحاد عاشق و معشوق از روی حقیقت اگر چه متضادند از روی آنک نیاز ضد بینیازیست چنان که آینه بیصورتست و ساده است و بیصورتی ضد صورتست ولکن میان ایشان اتحادیست در حقیقت کی شرح آن درازست و العاقل یکفیه الاشاره جلال الدین محمد مولویبو نبردی تو دل اندر جنس خویشکی بری تو بوی دل از گرگ و میش
- بخش ۱۶۸ - وفات یافتن بلال رضی الله عنه با شادی جلال الدین محمد مولویهر سیه دل می سیه دیدی ورامردم دیده سیاه آمد چرا
- بخش ۱۳۰ - معنی حزم و مثال مرد حازم جلال الدین محمد مولویآن شه شطرنج دل را مات کرداز بهشتش سخرهٔ آفات کرد
- بخش ۷۶ - تفسیر رجعنا من الجهاد الاصغر الیالجهاد الاکبر جلال الدین محمد مولویسنگها و کافرانِ سنگدلاندر آیند اندرو زار و خجل
- بخش ۱۰۵ - حکایت آن مخنث و پرسیدن لوطی ازو در حالت لواطه کی این خنجر از بهر چیست گفت از برای آنک هر کی با من بد اندیشد اشکمش بشکافم لوطی بر سر او آمد شد میکرد و میگفت الحمدلله کی من بد نمیاندیشم با تو «بیت من بیت نیست اقلیمست هزل من هزل نیست تعلیمست» ان الله لایستحیی ان یضرب مثلا ما بعوضة فما فوقها ای فما فوقها فی تغییر النفوس بالانکار ان ما ذا اراد الله بهذا مثلا و آنگه جواب میفرماید کی این خواستم یضل به کثیرا و یهدی به کثیرا کی هر فتنهای همچون میزانست بسیاران ازو سرخرو شوند و بسیاران بیمراد شوند و لو تاملت فیه قلیلا وجدت من نتایجه الشریفة کثیرا جلال الدین محمد مولویچون که مردی نیست خنجرها چه سودچون نباشد دل ندارد سود خود
- بخش ۳۴ - باقی قصهٔ ابراهیم ادهم قدسالله سره جلال الدین محمد مولویمعنیاش پنهان و او در پیش خلقخلق کی بینند غیر ریش و دلق
- بخش ۱۴۹ - قصد انداختن مصطفی علیهالسلام خود را از کوه حری از وحشت دیر نمودن جبرئیل علیهالسلام خود را به وی و پیدا شدن جبرئیل به وی کی مینداز کی ترا دولتها در پیش است جلال الدین محمد مولویتو ز غفلت بس سبو بشکستهایدر امید عفو دل در بستهای
- بخش ۵۶ - عذر گفتن نظم کننده و مدد خواستن جلال الدین محمد مولویچون من از تسبیح ناطق غافلمچون بداند سبحهٔ صامت دلم
- بخش ۵۲ - سبب عداوت عام و بیگانه زیستن ایشان به اولیاء خدا کی بحقشان میخوانند و با آب حیات ابدی جلال الدین محمد مولویدل مدزد از دلربای روحبخشکه سوارت میکند بر پشت رخش
- بخش ۱۳۱ - باز آمدن به شرح قصهٔ شاهزاده و ملازمت او در حضرت شاه جلال الدین محمد مولویمدتی بد پیش این شه زین نسقدل کباب و جان نهاده بر طبق
