جستوجو در اشعار
برای عبارت دقیق، آن را میان «گیومه» یا "نقلقول" بگذارید. اعراب، ی/ي، ک/ك و نیمفاصله در جستوجو مهم نیستند.
پالایش بر پایهٔ شاعر، قالب و اثر
۱۹٬۶۵۱ نتیجه برای «دو» · صفحهٔ ۱٬۳۶۵ از ۱٬۶۳۸
- بخش ۹۷ - پیش رفتن دقوقی به امامت آن قوم جلال الدین محمد مولویزانک خود ممدوح، جز یک بیش نیستکیشها زین روی، جز یک کیش نیست
- بخش ۸ - پاک کردن آب همه پلیدیها را و باز پاک کردن خدای تعالی آب را از پلیدی لاجرم قدوس آمد حق تعالی جلال الدین محمد مولویآب چون پیگار کرد و شد نجستا چنان شد کآب را رد کرد حس
- بخش ۱۴ - تلبیس وزیر با نصاری جلال الدین محمد مولویدور دورِ عیسیَ است ای مردمانبشنوید اسرارِ کیش او به جان
- بخش ۱۲۳ - حکایت آن زاهد کی در سال قحط شاد و خندان بود با مفلسی و بسیاری عیان و خلق میمردند از گرسنگی گفتندش چه هنگام شادیست کی هنگام صد تعزیت است گفت مرا باری نیست جلال الدین محمد مولویرحمت از ما چشم خود بردوختهستز آفتاب تیز صحرا سوختهست
- بخش ۶۳ - بیان آنک عطای حق و قدرت موقوف قابلیت نیست همچون داد خلقان کی آن را قابلیت باید زیرا عطا قدیم است و قابلیت حادث عطا صفت حق است و قابلیت صفت مخلوق و قدیم موقوف حادث نباشد و اگر نه حدوث محال باشد جلال الدین محمد مولویقابلی گر شرط فعل حق بدیهیچ معدومی به هستی نامدی
- بخش ۱۰ - وا نمودن پادشاه به امرا و متعصبان در راه ایاز سبب فضیلت و مرتبت و قربت و جامگی او بریشان بر وجهی کی ایشان را حجت و اعتراض نماند جلال الدین محمد مولویکاروانی دید از دور آن ملکگفت امیری را برو ای مؤتفک
- بخش ۱۱۱ - جواب گفتن خر روباه را جلال الدین محمد مولویگفت رو رو هین ز پیشم ای عدوتا نبینم روی تو ای زشترو
- بخش ۲۲ - تفاوت عقول در اصل فطرت خلاف معتزله کی ایشان گویند در اصل عقول جزوی برابرند این افزونی و تفاوت از تعلم است و ریاضت و تجربه جلال الدین محمد مولویآن ز خدمت ناز مخدومی بیافتوآن ز مخدومی ز راه عز بتافت
- بخش ۶۵ - باز تقریر کردن معاویه با ابلیس مکر او را جلال الدین محمد مولویبا خدا گفتی شنیدی روبرومن چه باشم پیش مکرت ای عدو
- بخش ۴۷ - در تفسیر قول مصطفی علیهالسلام لا بد من قرین یدفن معک و هو حی و تدفن معه و انت میت ان کان کریما اکرمک و ان کان لیما اسلمک و ذلک القرین عملک فاصلحه ما استطعت صدق رسولالله جلال الدین محمد مولویدونترین کسبی که در عالم رودهیچ بیارشاد استادی بود
- بخش ۱۰۲ - تشنیع صوفیان بر آن صوفی کی پیش شیخ بسیار میگوید جلال الدین محمد مولویموسیا بسیارگویی دور شوور نه با من گنگ باش و کور شو
- بخش ۱۷۱ - بیان آنک هرچه غفلت و غم و کاهلی و تاریکیست همه از تن است کی ارضی است و سفلی جلال الدین محمد مولویدود پیوسته هم از هیزم بودنه ز آتشهای مستنجم بود
